امروز

امروز

بهدین نمودن، شدن یا بودن؟

این پرسش که سالهاست درانداخته شده است و پاسخ هایی چند نیز دریافت داشته است هنوز هم از سوی به میان کشیده می شود که در اینجا و یکبار دیگر پاسخ من را نیز می بینید و می خوانید

 

تنها راه بهدین نمودن دیگران، خود نمونه ای نیک برای بهدین بودن است و بس، و سپس در دسترس گذاشتن آگاهی های شایسته برای خواهان آن وگرنه هیچکس ”نمی تواند” با سدره و کشتی بر تن کسی کردن و نیایشی خواندن کسی را که بهدین بودن را و بینش و کنش آن را در خود ندارد بهدین نماید. (و البته در بسیاری موارد و در کوتاه زمان نمی توان به این ویژگی ها پی برد)

پس در کنش باید خود بهدین شد و بود و ماند

و پای فشاری بر این نکته نیز نیاز است که هر کس، چه زرتشتی زاده و چه بازگشته و چه نوزرتشتی، چه سدره پوشیده و کشتی بسته و چه نه، خود پاسخگوی گفتار و کردار خویش است و هر زمان که این گفتار و کردار با اشا و نیکی هماهنگ نباشد و به ”دروغ” آمیخته بوده و زیان برساند، در آن زمان آن کس شایسته برنام بهدین نمی تواند باشد. اکنون، نیکی و دروغ را هر کس چگونه برداشت می کند مقوله ی دیگری است. دیرتر به آن خواهم پرداخت.

پس بهدین شدن، شدنی است و بهدین ماندن نیز شدنی اگر چه کاری است همیشگی و پیوسته و خویشکاری است بزرگ.

۲ـ هر بهدینی، از آنجا که بنا بر ویمندی (تعریف) انسانی است آزاد و آزاده می تواند در مورد هر پرسش همبودی (گروهی و اجتماعی) نگرش خود را به گوش و دید دیگران برساند. از سوی دیگر این آزادی بهایی دارد و آن پاسخگویی یا مسئولیت است در برابر پیامدهای ابراز نگر در پیشگاه همگان. و این هنگامی نمایان تر می شود که کسی بخواهد از دیگری خرده ای بگیرد و گفتار و کردار او را ناراست و نادرست بنمایاند.

نخست آنکه باید گفت داوری کردن راستین انسانی دیگر، اگر چه تنها سخن از یک یا چند گفته یا کرده باشد باید که بر پایه ی شناختی درست و آگاهی بر چرایی و چگونگی پدید آمدن آن گفته و کرده باشد وگرنه خود نادرست بوده و پیامدهای آن نیز گرفتاری های بیشتر برای خود آنان و چه بسا گروه داشته باشد.

پس اگر داوری و بیان آن را نزد همگان بایسته می دانید، به خویشکاری بهدینی خویش بنگرید و پیامدهای آن را نیز در نگر بگیرید و پس از بیان آن هم آماده باشید تا سخن راست دیگران را نیز بشنوید و خود داوری شوید.

چنین داوری هایی باید که بر پایه راستی یا واقعیتی باشد که استوار (ثابت) کردنی باشد وگرنه خود انگ است و گفتار ناشایست.

۳ـ یک پدیده ی ناشایست دیگر که باید به آن اشاره شود آن است که برخی کسان و بویژه آنانی که خود کوتاه زمانی است بازگشت خود را بیان داشته اند و به همین شوند در هازمان بهدینان شناخته شده نیستند، آنچنان خود را همه چیز دان (در مورد دین بهی) می دانند که کلاه داوری بر سر گذاشته و دیگران را از دم تیغ تیز داوری در مورد زرتشتی بودن یا نبودن می گذرانند. به این دوستان می توان گفت ”کاسه ی داغ تر از آش” در جایی که چه بسا موبدان نیز چنین نمی کنند. به این دوستان باید گفت که: شما نخست برادری/خواهری خود را ثابت کنید!

میهن همه ی ما زرتشتیان ایران و ایرانشهر است و هر کجای این گیتی خاکی که باشیم دل و اندیشه و روان مان با اوست. بهدینان مانده در ایرانشهر با همه دشواری ها همچنان به دین و آیین وفادارند و پرچم بهدینی را زمین نگذاشته اند هرچند که روند رویدادهای ایران و جهان، از سده ها پیش تا به امروز از این گروه وفادار بازمانده کاسته و همچنان می کاهد. دیگر بهدینان در همه جای گیتی پراکنده شده ایم.

نخستین گروه زرتشتیانی بودند که در پی فشارهای اسلام آورندگان انیرانی و ایرانی از میهن خویش ایرانشهر رخت سفر بربستند و راه دیار هند درپیش گرفتند و پس از آنکه سالها در راه بودند سرانجام بدانجا فرود آمده و خانه گزیدند و از همان زمان تا به امروز نیز این راه روندگان و گاه بازآمدگان خود را دارد. دیگران پس از رویدادهای دگرگون کننده ی سی و اندی سال پیش آرام آرام ترک میهن کرده و در جای جای گیتی پراکنده شده ایم

چه می کنیم؟ تلاش در ماندگاری و نگاهداری آنچه به ما رسیده. انجمن ها برپا کرده ایم، درب مهرها ساخته ایم و با مردم کشورهایی که ما را در خانه ی خود پذیرفته اند هماهنگ و هم خانه شده ایم. اینهمه بسیار نیکو، پن، همه هم کمابیش در اندیشه مام میهن بوده و دلمان آنجاست

در درازای این سی و اندی سال و با دگرگونیهای رویداده و بویژه با رویکرد دوباره ی هم میهنان ترک آیین کرده که امروز چشمان شان دوباره باز شده و روی به سوی آیین نیاکانی کرده اند تک تک و گروه گروه به آغوش نیاکان و ریشه هایشان بازمی گردند. نه تنها آنان که انیرانیانی نیز که چشم دل بر دین بهی می گشایند نیز آن را در آغوش می گیرند، سدره پوشیده و کشتی بر کمر می بندند

این پراکندگی ها هر چند سخت و دشوار بوده است پن پیامدهای دیگری نیز داشته است که بهترین آنها دیده شدن این دین و آیین از سوی دیگر هموندان گیتی می باشد و دریافت این نکته ی چشمگیر و باارزش که جهان در زشتی ها و دروغ ها فرورفته ی امروز نیاز به چنین جهان بینی مردمی برای راست و درست سازی خویش دارد

پرسش اینجاست که خود ما بهدینان تا چه اندازه این نکته و ارزش را

دریافته ایم و چه گامهایی در راه گسترده کردن آن برداشت و بر می داریم

 

خوشنختانه هستیم و هستند کسان و گروه هایی که در این راه گام هایی کوچک و بزرگ برداشته و تلاش در بازسازی و بازیابی دارند. می دانم که دیدگاه ها گوناگون است و گذشته از آنانی که باور دارند چنین کاری از بن با دین بهی ناسازگار است (که باورشان با هیچکدام از بنمایه های دین، آموزش و کنش پیشینیان همخوانی ندارد) بسیاری دیگر بهدینان هستند که با نگرانی به این روند می نگرند و یا چشم دارند همه کسانی که بازمی گردند همه آگاه بوده و یا با همه ی بهدینان از همان روز آغاز هماهنگی داشته باشند، که البته چنین چشمداشتی نه خردمندانه است و نه شدنی در کوتاه زمان. بهتر است این دسته از همکیشان از خود بپرسند که آیا همه ی ما بهدینان براستی همه آگاه هستیم و یا همه با هم هماهنگی و همخوانی داریم؟ باید بود و شکیبا بود و آزمود و آموزاند و آموخت تا همه هماهنگ شویم

در رویه فیس بوک نوشتارهایی دارم که می تواند به آگاهی هایتان بیفزاید. در آنجا می توان در پیوندی یکراست هم بود. می کوشم تا به پرسشهایتان در نخستین زمان شدنی پاسخ گویم

از راه ای میل هم که مانند همیشه می توانید هم پرسش هایتان را در میان بگذارید و هم دیدگاه هایتان را. هر چند پیمان نمی توانم بدهم که در دم پاسخ گویم پن (اما، لیک) در نخستین زمان شدنی چنین خواهم کرد

در این تارنما می توانید بخش هایی دیگر از آگاهی های گوناگون را دریافت دارید

Copyright @ MOBED KAMRAN JAMSHIDI